العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

307

شرح كشف المراد ( فارسى )

و نيز در عقاب هم رضايت به اين معنا نيست حال وقتى در عقاب رضايت به معناى اوّل بود و بايد انسان راضى به آن باشد پس صبر هم در برابر اين اعتقاد امرى حسن و لازم است يعنى عقلا و وجدانا نبايد اظهار جزع و فزع داشته باشد و نيز بايد در برابر آن تسليم باشد يعنى با كمال ميل به آن تن در دهد چون خود او بدست خود چنين دامى را براى خويش گسترده پس در عقاب هم رضايت - صبر - تسليم - جزع نكردن وجود دارد . پس عقاب در دنيا ممكن است پس مانعى ندارد كه پاره‌اى از آلام و مصائب ما همانا عقوبت دنيوى ما باشد . ( مطلب پنجم ) اختلاف است كه آيا براى نزديكتر ساختن بشر به طاعت و دور تر ساختن آنها از معاصى ممكن است خداوند به اين اشخاص بلاهائى را نازل نموده و به آنها عوض هم ندهد ؟ يا ممكن نيست ؟ بعضى گفته‌اند : آرى جايز و ممكن است زيرا كه تحمّل مشقت براى سود بردن نيكو است و عقلاء عالم بدان راغب هستند همانگونه كه بازرگانان رنج سفرهاى دور و دراز را به خويش هموار مىكنند تا سود بيشترى برند . ولى گروهى مىگويند : اين مقدار كافى نيست بلكه خداوند بايد در مقابل هر رنجى عوضى عطا كند و طاعات خود مشقاتند كه عوض آنها ثواب اخروى است و اين الطاف مشقات ديگرى هستند كه بايد عوض در برابر آنها باشد و دليل اين گروه آنست كه : آلامى را كه بشر مستحق آن نيست و خدا به او مىدهد اگر مشتمل بر جلب منفعت يا دفع ضررى نباشد هرآينه عبث خواهد بود و عبث قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود پس بايد مشتمل بر